ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

207

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

در باغى در زير خاك كردند ، و بر سرش درخت و چيزها كشتند ، و در ميان بنى اسرائيل هيچ پيغامبر نبود درين مدت ، تا خداى تعالى اشموييل را بفرستاد [ به ] پيغامبرى اشموئيل النبى [ 1 ] عليه السلام پسر بالى بن [ 1 ] علقمه بود از فرزندان لاوى بن يعقوب چون بدانستند كه او از فرزندان پيغامبرانست ( 135 - ب ) او را بزاهدى سپردند نام وى عيل [ 2 ] و تورات از وى بياموخت پس جبرئيل آمد به دو [ و ] خداى تعالى او را پيغامبرى داد ، و درين عهد پادشاه جالوت [ از ] جبابره بود آخر ايشان از آن [ قوم كه ] بلند هيكل و بالا بودند ، و بعد از آنك بنى اسرائيل درخواستند ، خداى طالوت را بپادشاهى ايشان فرستاد ، گفتند ما مستحق‌تريم پادشاهى را [ از طالوت ] اشموييل گفت : إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ ، و بنسب طالوت ، از اولاد ابن يامين [ 3 ] بن يعقوب بود ، چون پادشاه گشت ، اشموييل گفت آيت ملك او [ 4 ] آنست كه تابوت ببنى اسرائيل باز رسد و فرشتگان آن را بياورند [ 5 ] چنانك گفت : تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ . پس فرشتگان تابوت بياوردند بفرمان حق تعالى و بنى اسرائيل بپادشاهى طالوت خرسند شدند ، و حرب جالوت جبار كردند ، و از آن خلايق بسيار جز سيصد و سيزده مرد نماند [ 6 ] [ و اشموييل پيغامبر طالوت را زرهى داد و گفت هر كه را آن زره راست آيد چون در پوشد ، جالوت بدست او كشته شود ، گفت بنگريد تا كيست كه ] آن زره بر وى راست باشد ، در همه سپاه [ جز ] بر داود شايسته نيامد ، و سخت عظيم ضعيف بود داود ، پس طالوت ويرا گفت با جالوت حرب توانى كردن ؟ گفت توانم ، طالوت ويرا دختر و پادشاهى ويرا [ 7 ] بپذيرفت [ 8 ] و داود سه سنگ در توبره نهاد ، و فلاخن داشت ، و پيش حرب كرد ، [ 9 ] و چنين

--> [ ( 1 ) ] طبرى : شمويل بن بالى بن علقمة بن يرخام بن اليهو بن تهو بن صوف . اصل : پسر زمار [ ( 2 ) ] طبرى : عيلى [ ( 3 ) ] مظبوط : بن يامين [ ( 4 ) ] روى ( او ) تو نوشته شده است . [ ( 5 ) ] متن : بياوردند [ ( 6 ) ] اينجا در عبارت افتادگى محسوس بود از بلعمى باختصار اضافه شد [ ( 7 ) ] ويرا - در اينجا مكرر و زايدست [ ( 8 ) ] دختر و پادشاهى بپذيرفت ، يعنى وعدهء دختر و پادشاهى به دو داد [ ( 9 ) ] ظ : پيش حرب شد